ميرزا خانلرخان

16

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

و اطاعت او را واجب مىشمارند و از همه‌جا وجوه بر ملت نصارى پيش او مىآيد و به اطلاع او بهر مصرف بايد برسد و سالى مبالغ گزاف به آنجا مىآيد و دولت زياد ، در خزانهء او گرد آمده است كه نظير خزانهء يك دولت است . وقت عصر از آنجا مراجعت كرده ، شب را در ايروان بسر برديم . * * * روز يكشنبهء بيست و پنجم ، از ايروان روانه شده ، بفاصلهء هفت روز وارد تفليس شديم . شش منزل است . همه باصفا و جاهاى خيلى باروح . از جمله كنار درياچهء « كوكره » از جاهاى ممتاز باصفاى عالم است . درياچه‌ايست . اطرافش همه كوه . در كنارش قريه واقع است . اهلش طايفه‌اى از ايلات ساكنند معروف به ملكان . مذهب و مليت معينى ندارند . همه زردمو و زشتند نادرا خوشرو و متوسط الخلقه دارند . اغلب كريه‌منظرند . در ميان ملت روس نظير « فيوج » « 1 » اند در ملت اسلام . ديگر قريه « چبقلو » ست كه در آخر خاك آذربايجان است . در دامنهء كوهى واقع شده زياد جاى باصفائى است . از آنجا كه مىگذرد به كوهى مرتفع بالا مىرود . از كوه آنچه به سمت تفليس واقع است جزو تفليس و خاك گرجستان است و تا « چبقلو » جزو ايروان . در آن كوه و دره جنگلها و مكانهاى بسيار بسيار باصفا هست . دهات بسيار واقع است . در دامنهء دشت چبقلو چمنى باصفا و خرم دارد . وقت عصر سركار شجاع از منزل بيرون آمد . همراهان را برداشته به سر چمن رفت صحبت مىداشت و اظهار رقت نمود كه يادم از جنگ روس آمد و غيرتم هيجان دارد . از اين سفر كه برگردم به خاكپاى مبارك شاهنشاه عرض خواهم كرد كه سى هزار قشون به من بدهند تا تفليس را از روس استرداد مىكنم و ملتزمم كه تا هستم ، از اين طرف عللى بهم نرسد به شرط اينكه ساير سرحدات را ساير سرداران نگاهدارند .

--> ( 1 ) - كلمه فيوج هنديست و نام طايفه‌ايست در هندوستان كه به زشتى معروف‌اند . و در ايران به كولى گفته مىشود .